Where you can talk, where you can be sad

who are you when nobody is watching

Where you can talk, where you can be sad

مدت مدیدی است

مدت مدیدی است که اطرافیانم برایم بی معنی شدند یا حداعقل معنی گذشته را ندارند. مدت مدیدی است که خودم را فراموش کردم...خودم را رها کردم. و اگر روراست باشم انقدرها هم از آن پشیمان نیستم. مدتی است که چیز ها مثل گذشته در سرم جا خشک نمیکنند و دیگر مثل قبلا خودم را آزار نمیدهم، روش هایم متفاوت تر شده اند. فقط به چیز هایی فکر میکنم یا کار هایی را انجام میدهم و بعد راجبشان ناراحت میشم. میدانید؟ من حالم خوب بود فقط اندکی خسته بودم و نسبت به خودم احساس انزجار میکردم، حالا انگار چه احساس جدیدی بود.

میدانید گاهی وقتا فقط یکجا میشینم و بابت همه چیز افسوس میخورم حتی بابت اینکه دارم افسوس میخورم. دیگران هرگز نمیفهمند. اما آخر شب وقتی تنها میشوم بیخاصیتیم است که دلم را میشکند، احساس ضعف و فرسودگی ناشی از تظاهرات روزانه.

کاش جالب بودم.

Moony
یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳
14:23
درحال بارگذاری..