Where you can talk, where you can be sad

who are you when nobody is watching

Where you can talk, where you can be sad

ناهنجار

دیگر کلماتی ندارم که پشت هم‌ قطار کنم. دیگر تمام آهنگ‌هایم به گوشم ناهنجار می‌آیند... گویا قدرت تسلی را یک شبه برای همیشه از دست داده‌اند.

اخیرا اشک زیاد می‌ریزم... عادت شده است... که می‌توان گفت به خودی خود دور از شخصیتم است چون مدت مدیدی می‌گذرد از وقتی که این چنین واقعی به زاری افتاده بودم...

اندکی تسلی بخش و تماما آزاردهنده...

دیگر فیلم‌ها به چشمم زیبا نمی‌آیند. دیگر هیچ چیزی ندارم که بخواهم بیان کنم. ساکتم. ساکت تر از هر زمان دیگر.

بهمن دارد بهم سخت می‌گیرد سخت تر از دی... سخت از هر کدام از ماه های پیشین...

زنده میمانم... شاید هم نه...

Moony
سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۴۰۴
18:52
درحال بارگذاری..