Where you can talk, where you can be sad

who are you when nobody is watching

Where you can talk, where you can be sad

ملاقات مجدد با مهر

مهر عزیز....

هفدهمین ملاقاتمان است... دوباره تو‌ اینجایی، این بار مهیب تر از هر بار پیش. شکننده تر... در نگاهی حتی مهربان تر.

دیر به استقبالت آمدم... مرا ببخش. گمانم آماده نبودم.‌ آماده نبودم که بگویم سلام. که بگویم دوباره همان شکل و شمایل سابق را دارم. آماده نبودم که رخی نشان دهم که نکند بر سر سریرت از خجل آب شوم.

هر سال قول قرار هایمان یک جور است، یک طرح و رنگ، یک عطر و بو اما من هرگز قادر نیستم یکی از آنها را به حقیقت بدل کنم. مرا ببخش مهر عزیز. مرا ببخش که درست سه ماه پیش چنین گفت و گویی را با تیر داشتم.

سخت سپاسگزارم که هنوز امیدت به من است. هنوز...اگرچه اندکی درمانده‌ای و خسته اما با تمام اوصاف هنوز هنگام تماشای کنش های زهربارم امید در چشمانت یافت میشود. و خدا میداند چقدر ممنونم.

مهر عزیز دیگر اندازه سابق تنفر در وجودم ندارم. نه نسبت به تو نه نسبت به شهریور نه نسبت به تیر و خرداد.

پیتر می‌گوید اوضاع بهتر می‌شود. من دوست دارم باری دیگر حرف او را باور کنم.

Moony
شنبه پنجم مهر ۱۴۰۴
3:37
درحال بارگذاری..